امام صادق عليه السلام
بي گمان براي صاحب الامر غيبتي است،پس دردوران غيبت وي هربنده اي بايد تقوا پيشه سازد وبه دين خودچنگ در زند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » پژوهش ها
  • شناسه : 3429
  • ۱۳ تیر ۱۴۰۰ - ۱۸:۱۷
  • 11 بازدید
  • ارسال توسط :
دولت سیزدهم وچالش های آموزش وپرورش (بخش ششم :مدیریت تحول دلخواه)

دولت سیزدهم وچالش های آموزش وپرورش (بخش ششم :مدیریت تحول دلخواه)

دولت سیزدهم وچالش های آموزش وپرورش بخش ششم :مدیریت تحول دلخواه ابوالقاسم جامه بزرگ کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی از اساسی ترین ارکان نقش آفرین هر مجموعه و هر سازمان، مدیریت آن مجموعه و سازمان است. به تناسب نوع سازمان تعاریف متعددی از مدیریت شده است. ساده ترین آن انجام کار توسط دیگران است و […]

دولت سیزدهم وچالش های آموزش وپرورش

بخش ششم :مدیریت تحول دلخواه

ابوالقاسم جامه بزرگ کارشناس ارشد روان شناسی تربیتی

از اساسی ترین ارکان نقش آفرین هر مجموعه و هر سازمان، مدیریت آن مجموعه و سازمان است. به تناسب نوع سازمان تعاریف متعددی از مدیریت شده است. ساده ترین آن انجام کار توسط دیگران است و یا هماهنگی امور سازمان است. در تعریف تخصصی تر، مدیریت عبارت است از: برنامه ریزی، سازماندهی، اجرا و ارزشیابی مأموریت سازمان است. این تعریف را با در نظر گرفتن نوع اهداف، ماموریت و فعالیت هر مجموعه، می توان برای مدیریت مدارس و ادارات آموزش و پرورش در همه سطوح یا به عبارتی از صف تا ستاد مورد استفاده قرار داد. در مدیریت کلاسیک، دو مدیریت وجود دارد مدیریت سنتی و مدیریت نوین که مدیریت استراتژیک هم در حوزه مدیریت نوین قرار دارد(خداداد حسینی،عزیزی،۱۳۸۰).

در نظام جمهوری اسلامی دو اصطلاح برای نوع مدیریت استفاده می‌شود، مدیریت جهادی (انقلابی) و مدیریت دیوانسالاری مبنی بر سلسله مراتب. این دو مدیریت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه های مختلف وجود داشته و دارد. محمود فرشیدی دبیر کل کانون تربیت اسلامی، ویژگی های این دو نوع مدیریت را به این شرح تبیین کرده است. از اول پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت، دوتفکر مدیریتی وجود داشت یکی تفکر مدیریتی شورای انقلاب مبنی بر روش حضرت امام خمینی و دیگری روش بروکراتیک و کاغذ بازی دولت موقت بود. دولت موقت اعتقاد داشت، نیروهای مردمی فقط برای سرنگونی رژیم کاربرد داشت و پس از آن صرفاً هنگام انتخابات باید وارد صحنه شوند و گاهی هم از دولت حمایت کنند. همین دیدگاه منجر به شکست و فرار از نخستین رئیس‌جمهور شد و پس از آن، مدیریت جهادی (انقلابی) دولت شهید رجایی استقرار یافت. متاسفانه این نوع مدیریت پس از دفاع مقدس جز خاطره ای از مدیریت جهادی در ذهن مردم باقی نماند و در دوران سازندگی، الگوی مدیریت کارگزاران غلبه یافت. از این جهت بود که مقام معظم رهبری مکرر مسئولان را به مدیریت جهادی (انقلابی) فرا می خواندند، از واژه مدیریت جهادی (انقلابی) چنین استنباط می شود که مدیریت شیفتگان خدمت است نه تشنگان قدرت، مدیریت ایثارگرانه است، مدیریت عاشقانه، مفتخرانه، شهادت طلبانه است؛ مدیریت مدیران شب‌زنده‌دار، مدیریت عقلانی، خدا محورانه و مومن به وعده‌های الهی، مدیریت اعتماد به مردم، باور به قدرت الهی، استقامت، پایمردی، خود اتکایی و قطع امید از بیگانه و مبتنی بر جهان بینی توحیدی است. از آنجا که گفته‌اند “تعرف الاشیاء با ضدادها” برای آشنایی بیشتر با مدیریت جهادی (انقلابی) باید یادآوری کرد که این مدیریت چگونه نیست؟ مدیریت جهادی (انقلابی) مدیریت اسراف گرایانه، ریخت و پاش، با زور اعمال مدیریت کردن، مدیریت بروکراتیک و کاغذ بازی، مدیریت راحت طلبانه، مدیریت قیم مآبانه و منت گذارانه نیست. مدیریت منفعت اندیشانه و استفاده شخصی نیست، مدیریت کم تحرکی و از دست دادن فرصت ها و از کار افتادگان و کم حوصله ها و کم انگیزه ها نیست و بالاخره مدیریت یاس، دلسردی و ناامیدی نیست(روزنامه رسالت ۱۷/۲/۱۳۹۳ شماره ۸۰۸۶). اگر بخواهیم در ادبیات مدیریت عمومی، مصداقی هرچند ضعیف برای مدیریت انقلابی و غیر انقلابی جستجو کنیم به عنوان مدیریت “کنشی” و مدیریت “واکنشی” می‌رسیم. در مدیریت کنشی، مدیریت، منتظر دستور بالادست نمی‌ماند، منتظر اتفاق افتادن نمی شود، در مورد تنظیم عکس العمل خود با موضوعات پیرامونی اعم از داخلی و جهانی به دنبال منفعت شخصی نیست؛ در حالی که مدیریت “واکنشی” عکس العمل های خود را با مسائل به وجود آمده، با مصلحت اندیشی، با ملاحظه دستورات بالادستی و… تنظیم می‌کند. در این نوع مدیریت هیچ توسعه و پیشرفتی وجود ندارد و بهترین وضعیت مدیریت یعنی حفظ وضع موجود.

باید توجه داشت گرچه مدیریت “کنشی” واجد برخی خصوصیات مدیریت جهادی و انقلابی است اما فاقد بار ارزشی و اسلامی است. ارزشی که مدیریت انقلابی و جهادی را به گنجینه بزرگ از ادبیات مکتب انسان ساز اسلام و مدیریت ناب محمدی و علوی علیهما السلام پیوند می‌دهد. و به خصوص همبستگی آن را با انقلاب شکوهمند و بزرگ اسلامی به رهبری الهی خمینی کبیر(ره) محکم می‌سازد و در راستای مدیریت داهیانه رهبرمعظم قرار می دهد که شاخص های آن عبارتند از: توفق مبناگرایی بر عمل گرایی (پراگماتیسم)، آرمانگرایی واقع بینانه، معنویت باوری و معنویت گرایی، فرایند سازی و تثبیت فرایندها، باور قلبی به مردم سالاری دینی، بهره‌گیری از تجربیات تاریخی و عقلانیت اسلامی(حسین محمدی سیرت،پایگاه بصیرت).

با باور به مدیریت انقلابی و جهادی که رهبر معظم فرمودند:” امت اسلامی با یک تلاش مجاهدانه و مجدانه می‌تواند تمدن اسلامی باب این دوران را طراحی کند، شالوده ریزی کند، به ثمر برساند و آن را در مقابل بشریت قرار بدهند(کنفرانس وحدت اسلامی۸/۱۰/۱۳۹۴). بدیهی است، زیربنای هر تحول و خاستگاه آن، نظام تعلیم و تربیت آن کشور است، زیرا باورها، اعتقادات و ارزش هایی که در دوران کودکی و نوجوانی در شخصیت هر فرد نهادینه می‌شود، ماندگار خواهد بود و به سختی تغییر پیدا می‌کند. در قرآن کریم آمده است: “قل کلّ یعمل علی شاکلته، بگو هر کس طبق روش (خلق و خوی) خود عمل می‌کند (سوره إسراءآیه ۸۴).”با توجه به این فرآیند شخصیت سازی است که جریان غربگرا تلاش می‌کند مدیریت آموزش و پرورش در اختیار افرادی قرار گیرد که تربیت شده فرهنگ غرب هستند تا زمینه اجرای طرح های نشات گرفته از تفکر سکولاریسم و اومانیسم را طرح آموزش برای همه(EFA) و اخیراً طرح ۲۰۳۰ را برای پرورش شخصیت فرزندان اسلامی بر اساس نگرش غربی فراهم کنند ودرمقابل برای حذف شاخصه های تربیت اسلامی نظیر امورتربیتی،گزینش وتربیت معلم اقدام نمایند.

کانون تربیت اسلامی از ابتدای تاسیس براساس مرامنامه واهداف خود نسبت به این تحرکات واکنش نشان داده است و با نقد عملکرد مدیران غیر انقلابی ماهیت آنان را برای جامعه به ویژه فرهنگیان که در راه به وجود آمدن انقلاب اسلامی،و تثبیت آن و استمرار آن جانفشانی هاکردند، آشکارنموده است. درادامه به بعضی از این اقدامات اشاره می شود:

۱- محمود فرشیدی دبیرکل کانون تربیت اسلامی در سرمقاله نشریه زمزمه(شماره ۱۷۱،مرداد۱۳۹۵) تحت عنوان “مدیران ارزشی، مدیران بارکد دار ” یکی از خصوصیات مدیران غربگرا را سودجویی شخصی بیان می کند و می گوید:” به تعبیر آنان مدیران ملی، باید بر اساس بازار جهانی نرخ‌گذاری شوند، اما نکته انحرافی در راه کار عرضه و تقاضای آقایان، آن است که اصحاب این تفکر بر خلاف الزامات قانون عرضه و تقاضا از انحصار مدیریت دفاع می‌کنند و حاضر نیستند به مدیران توانمند و عاشق خدمت، خصوصاً مدیران جوان هم میدان بدهند تا مبادانرخ مدیران گرانقیمت را بشکنند”.

۲- حجت الاسلام دکتر علی ذوعلم از اعضای شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی در میزگرد بررسی سند اموزش ۲۰۳۰ و بیان وجود تناقضات در سند مذکور با اسناد بالادستی کشور می گوید:” کسانی (مدیرانی) به دنبال دور زدن مسئولان کشورمان هستند. اگر امروز در قبال این متن موضعی اتخاذ نشود حتماً فردا و فرداها، یونسکو می تواند مدعی جدی شود که چرا این کار را انجام ندادید و فلان بند را عمل نکردید”(نشریه زمزمه شکاره ۱۸۲،اسفند۱۳۹۵).

با توجه به آنچه بیان شد، مدیرانی که دارای ویژگی جهادی و انقلابی گری هستند می توانند درنظام آموزش وپرورش تحول ایجاد نمایندوسند تحول را به اجرا درآورند. حضور این نوع مدیران تحول ها باشند و این نوع مدیران برای دستگاه تعلیم و تربیت از هر نهاد ودر سا زمان دیگر ضروری تر می باشد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*