امام صادق عليه السلام
بي گمان براي صاحب الامر غيبتي است،پس دردوران غيبت وي هربنده اي بايد تقوا پيشه سازد وبه دين خودچنگ در زند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 943
  • 16 آذر 1398 - 18:10
  • 280 بازدید
  • ارسال توسط :
نظریه فطرت سیر تاریخی در غرب از یونان تا دوره معاصر

نظریه فطرت سیر تاریخی در غرب از یونان تا دوره معاصر

نظریه فطرت سیر تاریخی در غرب از یونان تا دوره معاصر   نویسنده: امید، مسعود؛ نظریه «فطرت» در آغاز به عنوان نظریه‌ای فلسفی و به منزله نظریه‌ای روان‌شناختی ـ معرفت‌شناختی، که مشتمل بر عناصر و ایده‌های متعدد و متنوعی است، محور تحقیقات بسیاری از فلاسفه در قرن هفدهم بود. این نظریه از جمله نقاط تلاقی و […]

نظریه فطرت سیر تاریخی در غرب از یونان تا دوره معاصر

 

نویسنده: امید، مسعود؛

نظریه «فطرت» در آغاز به عنوان نظریه‌ای فلسفی و به منزله نظریه‌ای روان‌شناختی ـ معرفت‌شناختی، که مشتمل بر عناصر و ایده‌های متعدد و متنوعی است، محور تحقیقات بسیاری از فلاسفه در قرن هفدهم بود. این نظریه از جمله نقاط تلاقی و چالش در گفت‌وگوی فلسفی و انتقادی فلاسفه اسلامی با فلاسفه غرب نیز به شمار می‌رود. این نظریه از یک‌سو، مسبوق به زمینه و سابقه‌ای تاریخی است و از سوی دیگر، خود را در اشکال گوناگون، در دیدگاه‌های فلاسفه و متفکران و محققان بعدی آشکار ساخته و به نمایش گذاشته است. این مقاله درصدد بیان زمینه تاریخی این نظریه پیش از قرن هفدهم و نیز استمرار آن در اشکال نظری، در دوره پس از آن است (البته بدون آنکه شامل نظرات فلاسفه دکارتی و کانتی شود.) این گزارش تاریخی اولا، می‌تواند گستره این نظریه را در اندیشه فلاسفه و محققان روشن سازد و ثانیا، می‌تواند بر چالش میان فلاسفه اسلامی و برخی فلاسفه غربی، که بر محور نظریه فطرت دور می‌زند، نوری جدید بیفکند

خلاصه ماشینی:

“به طور خلاصه، نظریه «فطرت» قرن هفدهمی در معنا و مفاد خود، بر امور و حقایقی در آدمی دلالت دارد که از مشخصاتی از این قبیل برخوردارند: منشأیت مستقل نفس نسبت به آنها، اشتمال بر قوا و فرایندها و فراورده‌های (تصورات و تصدیقات) ادراکی، غیراکتسابی و ناآموخته بودن از طریق حس و تجربه، پیش داشته و مادرزادی بودن، تعلق داشتن به ساختار فاعل شناسا یا دستگاه ادراکی، داشتن حدی از استقلال و خودبسندگی در مفاد و کارکرد، بالقوگی، فقدان ظهور کامل برای فاعل شناسا (در مراحل اولیه که فعال نیستند)، تأثیر شناختاری و معرفتی یا تحت تأثیر قراردادن شناخت آدمی، جهت‌داری معرفتی (سوق دادن شناخت در جهت و به طرف غایت خاص یا شکل‌دهی خاص به معرفت) هماهنگی پیشین بنیاد با ماورای خود، قاعده و نظم و روش‌پذیری، عینیت و مانند آن. روشن است که تمرکز هیوم در بحث فطرت، معطوف به انکار فراورده‌های ادراکی فطری از قبیل انطباعات و تصورات است؛ اما نگاهی به دیدگاه هیوم، این نکته را آشکار می‌کند که وی نیز به نظریه «فطرت» به معنای قوا و فرایندهای فطری و ذاتی باور داشته؛ مواردی که در بیان معانی متعدد فطرت از آن غفلت کرده است. ۲٫ فلسفه ملاصدرای شیرازی در عین حال که ملاصدرا (۹۷۹ـ۱۰۵۰) دارای نواوری‌هایی درباره وجودشناسی علم و علم‌النفس است و به طرح مباحثی همچون وجود ذهنی، نظریه «تعالی در ادراک به جای انتزاع»، مسئله شئون نفس و مراتب حسی، خیالی و عقلی آن، و کل‌القوی بودن نفس در عین وحدت آن ۱ ۲ می‌پردازد، تفکر بنیادی‌اش، در نهایت سینوی و مشائی است و می‌توان نزد وی نیز رئوس و مباحث ارسطویی و سینوی را از قبیل مسئله قوا و فرایندهای ادراکی یافت که به مسئله فطرت مربوط می‌شوند.”

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*