در ابتدای نشست حسین ضرغامی کارشناس مسائل تعلیم و تربیت و سردبیر رسانه معلم، ضمن خوشآمدگویی به اصحاب رسانه و تبریک ایام مبارک ماه رجب و ایام مبارک پیش رو در ماه شعبان گفت: یکی از مسائل مهم و اساسی نظام تعلیم و تربیت، موضوع امور تربیتی و پرورشی است که متاسفانه لابلای مسائل آموزشی، صنفی، مطالبات به حق معلمان و سایر موضوعات آموزش و پرورش گم شده است و کمتر مورد توجه و بحث قرار میگیرد. به خصوص امروز که دانش آموزان در فضای مجازی حضور بلامانع و دسترسی نامحدود دارند و در معرض انواع تهدیدات تربیتی هستند ما باید مطالبات تربیتی و پرورشی را پر رنگ و تبدیل به گفتمان عمومی کنیم.
طبق اعلام روابطعمومی آموزش و پرورش، حدود ۹ میلیون محتوا برای ۱۳ میلیون دانش آموز در شبکه شاد تولید شده است و این دغدغه و نگرانی ما است که سهم محتوای تربیتی و پرورشی قطعا حد بسیار پایینی است. درحالیکه هرچه ما از کار تربیتی و پرورشی به خصوصی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی غفلت کنیم و کم کاری نماییم، دیگران با سرعت و دقت در حال کار و فعالیت ضدفرهنگی و ضد تربیتی علیه نسل نوجوان ما هستند و به همین جهت پایگاه خبری تحلیلی رسانه معلم، با کمک اصحاب محترم رسانه و دغدغه مندان تعلیم و تربیت در خبرگزاری ها، سلسله نشست های چالشی با موضوع نقد و بررسی، راهبردها و راهکارهای امور تربیتی و پرورشی را آغاز کرده و ادامه خواهد داد.
خبرنگار: آقای ضرغامی شما اشاره کردید به تولیدات رسانهای، الان وضعیت پرورشی را در شاد چگونه ارزیابی می کنید؟
ضرغامی: ما باید در کنار کادر درمان، قدردان معلمان مان باشیم که ایثارگرانه آموزش را ادامه دادند و تعطیل نکردند. در مسئله پرورشی ما خیلی جای کار داریم. در حال حاضر خیلی از محتواهای درسی متاسفانه محتوای مجازی و رسانه ای ندارد و معلم خودش دارد تولید میکند، پس سازمان پژوهش، نهادهایی مانند تشکل های دانش آموزی و… چه شده که ما در زمینه تولیدات تربیتی پرورشی اینقدر کم و ضعیف عمل کرده اند. ضمن اینکه صداوسیما و شبکه آموزش در این مدت واقعا خدمت کردند و به سمت تدریس و آموزش رفتهاند تا دانش آموزان ما محروم نمانند ولی تهیه کننده ها و مدیران از برنامه های تربیتی و پرورشی کمتر استقبال می کنند چون شاید اسپانسر خوبی ندارد یا شاید خیلی دیده نشود.
خبرنگار: تا کی باید در وضع موجود باقی بمانیم؟ راه تحول در آموزش و پرورش بویژه امور تربیتی و پرورشی چیست؟
ضرغامی: راه اصلی سند تحول بنیادین است و یکی از اصلی ترین مسیرهای تحقق آن برای ایجاد تحول واقعی و همه جانبه در آموزش و پرورش و به خصوص امور تربیتی و پرورشی، دانشگاه فرهنگیان است. که نیروی های جوان و با انگیزه را مانند خون تازه پمپاژ می کند به دستگاه تعلیم و تربیت. اگر معلم در آنجا با رویکرد تربیتی و پرورشی آشنا شود و بر طبق تربیت اسلامی و مبانی فکری امامین انقلاب اسلامی تربیت شود و واقعا نیاز به تحول را درک کند، آنوقت معلم پرورشی ما در کنار آموزگار و دبیر هر دو باهم کار تربیتی و پرورشی را جلو خواهند برد.
البته این مسئله نیازمند ایجاد یک رشته خاص برای امور تربیتی و پرورشی در دانشگاه فرهنگیان است. ولی مادامی که این دانشگاه به جایگاه اصلی و مورد انتظار نرسد ما نمی توانیم برای آینده ایران تصویر روشنی ترسیم کنیم چون دانشگاه فرهنگیان استراتژیک و کادر ساز است. تربیت نیروی انسانی کشور را برعهده دارد. باید دانشگاه فرهنگیان حدی گرفته بشود و تمام ظرفیت ها و امکانات برای آن بسیج شود.
در ادامه نشست آقای محمدباقر پیشنمازی معاونت اسبق پرورشی وزارت آموزش و پرورش در ابتدای مطلب خود درباره ی چرایی پرداختن به این مسأله گفت: وضع امروز کشور ما گواه این است که اگر ناکارآمدی ها و بعضاً ناشایستگی هایی در پیشبرد امور کشور وجود دارد، به افرادی که بی سواد هستند برنمیگردد و اتفاقا افراد تحصیلکرده هستند که منشا این مشکلات هستند و بیشترین هزینه را مردم کشور ما به خاطر همین ناکارآمدی ها یا ناتوانی ها و نا شایستگیها و گاهی از این بالاتر، خدمت به دشمن، همکاری با جریان نفوذ و حتی خیانت، میپردازند.

خبرنگار: منشأ این مسأله چیست که چنین مدیران و مسئولان ارشد در رأس کارها قراردارند؟
آقای پیشنمازی: اگر برگردیم به اینکه منشأ این مسئله کجاست، برمیگردد به تربیت نایافتگی افراد. یعنی کسانی که تخصص دارند و در آن حوزه نمره های خوبی هم گرفتند اما چون علم و دانش یک بال پرواز است و بال دوم پرواز پرورش و تربیت است، لذا اگر تربیت نباشد پروازی نخواهد بود.
هیچ دستگاه حکومتی ای مانند آموزش و پرورش نداریم که ۱۲ سال از بهترین فرصت های عمر یک انسان در بهترین سالهای زندگی اش را در اختیار داشته باشد، مانند یک ریل که همه آحاد جامعه در آن پا میگذارند.این ظرفیت در اختیار وزارت آموزش و پرورش است و اگر این فرصت درست مورد بهرهبرداری قرار بگیرد، چه در درون وزارت و چه کسانی که از بیرون وزارت باید حمایت کنند و برای این وزارت بستر ایجاد کنند و فرصت سازی کنند، قطعاً شرایطی متفاوت و بهتر از آنچه که امروز داریم در آن زندگی می کنیم، خواهیم داشت. در یک سرزمین که سرشار از معادن زیرزمینی و ثروتهای خدادادی هست با کمترین دلسوزی، عالیترین دستاورد و از نظر تامین نشاط، رفاه زندگی و آسودگی خاطر برای این مردم میتوان ایجاد کرد. ولی چرا مردم با مشکلات زیادی به چرخ زندگی را میچرخاندند؟ چون مدیران و مسئولان در طراز انقلاب اسلامی تربیت نشده اند.
در ادامه میزگرد، خانم قهرمانی از خبرگزاری تسنیم اظهار داشت: در مباحث شما به تربیت طراز انقلاب اسلامی اشاره شد، آنچه که ما در مدارس شاهد هستیم رویکرد بسیار متفاوتی از این شیوه تربیتی است که متأسفانه شرایط تربیتی دانش آموزان ما موجب نگرانی خانواده ها است. ابتدا بفرمایید چه تعریف دقیقی از این تربیت مدنظر است؟ آیا رویکرد یکسانی در بحث تربیت داریم یا هر قسمت بنابر مکتب تربیتی خاصی کار میکند؟
استاد پیشنمازی: در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۸۵ رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان آموزش و پرورش، تاکید کردند که تربیت فقط به معنای دیندار شدن و عمق ایمان یافتن نیست که ما دنبالش هستیم. بلکه پرورش یعنی زمینهسازی برای شکوفایی استعدادها و پرورش خلاقیت ها.
این نشان میدهد یک تعریف ناقص از پرورش و رویکرد تربیتی وجود داشت که تصور میکردند امور تربیتی برای غلیظ کردن رویکرد دینی باید کار انجام بدهد. باید فرصت سازی کنیم یعنی فرصت را بسازیم تا متربی خودش بروید نه اینکه او را برویانیم. لازم نیست به دانش آموزان ایمان بدهیم، باید شرایط و بستری بدهیم تا مانند قنات ایمان از آن بجوشد. به اندازه همه انسان ها استعداد وجود دارد و ما باید آن را ورز و پرورش بدهیم.

خبرنگار: قبول دارید که الان نگاه حاکم در کشور به مقوله تربیت این نیست؟
استاد پیشنمازی: بله همین نگاه های غلط و ظاهربین که فقط دنبال یک پوسته ی ظاهری از دین هستند نه حقیقت عمیق و درونی، در کنار دشمنی های نفوذی ها باعث شد امور تربیتی و پرورشی کم رنگ و کمرنگ تر شود تا جایی که رسماً منحل کردند.
خبرنگار: همه ی تربیت را که معلمان عهده دار نیستند، آیا به نقش خانواده در تربیت توجه شده است؟
استاد پیشنمازی: ما نقش خانواده و سایر نهادها را انکار نمیکنیم ولی مهم ترین نقش را در سنین ۷ تا ۱۸ آموزش و پرورش و همسالان و محیط های اجتماعی و دریافت هایی که دانش آموز از جامعه، فضای مجازی و… دارد.
رسانهها باید با بیان دغدغه های تربیت نیروی انسانی و مداومت و مطالبه گری از مسئولان آن را تبدیل به گفتمان غالب در جامعه جامعه کنند. اگر این اتفاق بیافتد که حواس جامعه به مسئله تربیت فرزندانش جلب شود خود این پیش برنده است. امروز یکی از مشکلات عمده ما در مورد کاهش انگیزه های معلم و معاون و مدیر در مدرسه، برای این است که معلم گاهی حداکثر توان خود را را در بحث پرورشی و تربیتی به کار نمیگیرد. چاره ی کار مطالبات خانواده ها است. اگر خانواده ها مطالبه کنند،آنوقت معلم خودش را پاسخگوی خانواده و مردم می بیند و قطعا عملکردش تغییر خواهد کرد. و این بازنشر و گسترش مطالبات و گفتمان سازی برعهده رسانه هاست.
رسانه طراز انقلاب اسلامی صرفا سرگرم کننده نیست. بلکه روشنگر است و نورافکن را بر نقاط تاریک و کمتر توجه شده جامعه می اندازد ولی متاسفانه از ابتدای انقلاب اسلامی هیچ دولتی را نمیتوان اسم برد که تعلیم و تربیت مسئله اول آن نبوده و متأسفانه ما دچار فقر کادرسازی شده ایم و دستگاه های فرهنگی را سراغ دارم که نتوانسته اند مدیر شایسته خود را پیدا کنند. رسانه ملی هم کادر سازی نکرده است. بلکه نیروی فنی و تکنسین آموزی داده ولی نیروی فکری و متخصص تربیت نکرده اند.
بنده یکبار از دبیرکل محترم حزب الله لبنان پرسیدم شما در آن فضای فرهنگی کشور لبنان چگونه جوانان را تربیت می کنید؟ ایشان گفت اگر چه مدارس داریم، محافل تربیتی داریم ولی مهمترین تربیت ما تربیت جهادی است یعنی در همان میدان مبارزه و جهاد. این دقیقاً همان اتفاقی است که در هشت سال دفاع مقدس برای جوانان و نوجوانان ما اتفاق افتاد.
خبرنگار: آقای پیشنمازی شما اشاره کردید که شاخص های تربیتی باید تربیت طراز انقلاب اسلامی باشد. این شاخص ها در کجا معرفی شده که اجرا نشده است؟
استاد پیشنمازی: بنا بر قانون اساسی، تعریف و تببین سیاست های کلان کشور برعهده رهبر معظم انقلاب است. در خصوص تربیت نیز این شاخص ها در قالب سند تحول بنیادین و سیاست های کلی ابلاغ شده اند ولی مدیران عزم اجرای آن ها را ندارند. مشکل از نبود اصول و معیار و سیاست ها نیست.

در ادامه میزگرد، دکتر محمد پاک سرشت عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان و معاون پرورشی اسبق اداره آموزش و پرورش شهرستان های تهران اظهار داشت: اگر میخواهیم شرایط امروز جامعه و تربیت نایافتگی مدیران کشور را تحلیل کنیم در این چهل و سال انقلاب اسلامی، باید به پیشینه تربیت و امور تربیتی پرورشی یعنی از آغاز انقلاب اسلامی تا امروز را مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم اشکال کار کجاست.
دیدگاهی که در ابتدای انقلاب به عنوان دیدگاه ناب یا دوران طلایی تربیت از آن یاد میکنند، عهد طلایی شهیدان رجایی و باهنر که موسس امور تربیتی در سال ۵۷ بودند. شهید رجایی و باهنر دو کار اساسی را هم زمان انجام دادند، یکم دانشسراهای زمان طاغوت که به عنوان دانشسرای مقدماتی و راهنمایی تحصیلی بود را به مراکز تربیت معلم تبدیل کردند و مراکز تربیت معلم دچار چالشهایی شد که بعدها امور تربیتی هم دچار همان چالش ها و دشمنی ها شد و هردو را به موت نزدیک کردند. کار دوم آن شهیدان تاسییس امور تربیتی برای حضور و گسترش تربیتی اسلامی در مدارس بود. ددر دهه هفتاد افراد پیرو تفکر لیبرال و تحصیل کرده های غرب مأمور به نابودی این دو مرکز شدند.
کار در دهه هشتاد تا جایی پیش رفت که رهبر معظم انقلاب به توصیه و دستور به وزیر وقت آموزش و پرورش، مهندس فرشیدی و معاون پرورشی ایشان ، استاد پیشنمازی دادند که عبارت از است احیا امور تربیتی، احیا تربیت معلم و رفع محجوریت قرآن. یعنی کار به احیا رسید و این مرکز در حال احتضار بودند. این خسارت عظیم تربیتی را امروز باید کسانی پاسخ بدهند که دشمن امور تربیتی و تربیت معلم بودند. متاسفانه در همین مدت باز سکان مسئولیت را به دست گرذفتند و اجازه نداند دانشگاه نوپای فذهنگیان از سال ۹۱ تا ۹۶ نفس بکشد درحالیکه اگر دانشگاه فرهنگیان نفس نکشد، تعلیم و تربیت خواهد مرد.
خبرنگار: آقای پاک سرشت شما اشاره کردید به احیا واقعی و پایبندی بر امور تربیتی و تربیت معلم که در اوج کارش در دهه شصت، آثار تربیتی موفق داشتند. آیا برای نسل امروز دهه نودی میتوان همان نسخه ۳۰ سال پیش را پیچید؟
پاک سرشت : اگر ما به آموزه های قرآن توجه کنیم که میگوید «اصلها ثابت» در بحث تربیت ما یک سیاست، یک راهبرد و یک استراتژی بیشتر نداریم که این هدف رسول الله بوده است و قبل از آن همه انبیای عظام تا زمان ظهور حضرت همین است. ما میخواهیم تربیت به تمام معنا و شکوفایی کامل و در همه ابعاد وجود انسان را داشته باشیم و چون اسلام کاملترین دین است لذا تربیت اسلامی کامل ترین مکتب تربیتی است. اما شیوه ها و روش مطابق با زمانه و عقل مردم است و باید با آن تطبیق پیدا کند تا موثر باشد.
من در سال ۵۹ که معلم تربیتی بودم مدت ها گشتم تا یک فیلم مناسب و مطابق با اصول خودمان برای دانش آموزان پیدا کنم ولی هیچ نیافتم فقط ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی را پخش کردم. آن موقع ما فرا تر از زمانه جلو رفتیم و امروز هم بستر، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است که آقای ضرغامی مکرر اشاره و تاکید می کنند که باید به سمت تولید رسانه ای و کار فرهنگی در فضای مجازی باشیم وگرنه بچه ها را از دست می دهیم. ولی همانقدر که از فضای مجازی انتظار داریم از بزرگترین رسانه این کشور، یعنی صداوسیما انتظار کار تربیتی و پرورش داریم. آیا تلویزیون برنامه ای ساخته که دانش آموز و پدر و مادر باهم بنشینند و آن را ببینند و محتوا و پیام ارزشمند دریافت کنند؟ چه بخشی از برنامه هایش متعلق به مباحث تربیتی پرورشی و و در اختیار معلم است؟ این ها مسئله و دغدغه اصلی ما است.
در ادامه نشست یاسر جنگی، مسئول اتحادیه انجمن اسلامی شمال غرب تهران فلسفه بعثت پیامبر اکرم را مطابق با فرمایش صریح قرآن کریم تزکیه و تعلیم بیان داشت و اشاره کرد: معلمان و مربیان تربیتی و به طریق اولی نظام تعلیم و تربیت که رسالت پیامبران را عهده دار است نیز به تاسی از معلم بزرگ اسلام باید تزکیه را مقدم بر تعلیم بداند و آن را نصب العین و اساس عمل قرار دهد. در همین راستا امامین انقلاب هم مکرر بر تقدم ترکیه بر تعلیم تصریح کرده اند. آنچه مسلم است وضع کنونی نهاد امور تربیتی علاوه بر آنکه ریشه در عملکرد و رفتار متولیان دارد، از ضعف و انحراف در نگرش و بینش برخی مسئولین امر حکایت می کند و آن را می توان در میزان ولایت مداری و اعتقاد و التزام به نهاد امور تربیتی جستجو کرد.
عیان تر آنکه این فقدان یا کمبود توجه حتی در حوزه ساماندهی نیروی انسانی و جایگاه شغلی مدیران و مربیان پرورشی نیز تاثیرگذار بوده است به نحوی که معاونت پرورشی مدارس، مناطق و ادارات از پایین ترین سطح اثر و نفوذ در مراودات اداری برخوردارند و در ساماندهی نیروی انسانی مدارس، انتخاب و انتصاب معاونین و مربیان پرورشی در اولویت های آخرین قرار دارد به همین سبب همواره با کمبود و کسری نیرو مواجه اند.
جهت پوشش این خلاء، برای تحقق مطالبات به حق و بر زمین مانده امامین انقلاب و غنای بیشتر فعالیت های پرورشی مدارس برخی تشکل های دانش آموزی چون اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان به پشتوانه و حمایت حضرت امام (ره) از آغازین روزهای انقلاب اسلامی پا به عرصه تربیتی در حوزه آموزش و پرورش گذاشت. به همین خاطر نخبگان و زبدگان دانش آموزی مدارس متوسطه اول و دوم سطح کشور را محور فعالیت های خود برای کادرسازی قرار داد تا با ساماندهی، پشتیبانی، رشد، حمایت و هدایت از ایشان در دفاتر اتحادیه انجمن اسلامی مدارس این مهم را رقم بزند. اما با وجود فعالیت تشکل های دانش آموزی انقلابی و اقدامات پرورشی در مدارس هر از گاهی مشاهده می شود که اتفاقات نادری چون موزیک ویدیو مفسده انگیز اخیر یکی از خوانندگان معلوم الحال فضای تربیتی مدارس و نوجوانان و کودکان را با چالش مواجه می سازد و متاسفانه همگی از خانواده تا جامعه انگشت اتهام خود را به سمت آموزش و پرورش نشانه می برند اما حقیقت به گونه دیگری است بلکه نهادها، سازمان ها و مجموعه های فرهنگی بسیاری در این مسئله ذی نفع و دخیل هستند که نقش خود را به خوبی ایفا نمی کنند و از زیر بار مسئولیت شاخه خالی می کنند تا این رسالت خطیر و طاقت فرسا تنها بر دوش پیگیره نحیف آموزش و پرورش سنگینی کند.
خبرنگار: یک نقد جدی به تشکل های دانش آموزی وارد است که به صورت عمومی و برای همه دانش آموزان کار نمیکنند، بلکه بچه های متدین و ارزشی را گلچین میکنند و فقط انها را مخاب خود میدانند. درحالیکه عموم دانش آموزان نیازمند کار تربیتی هستند ولی آنها رها شدهاند.
جنگی: تشکل ها بر اساس سیاست ها و وظایفی که بر عهده شان گذاشته شده نقش آفرینی می کنند. اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان بنا بر رسالت خود به دنبال زبده یابی و زبده پروری است تا با تربیت آن دانش آموزان، خود آن ها در مدارس فعال شوند و کار تربیتی را برای همسالان خود پیاده کنند و از همین رو برنامه های اتحادیه برای طیف خاصی طراحی شده که سطح شأن بالاتر از سطح عمومی تربیتی است و اصطلاحا شاخص هستند.
خبرنگار: رویکرد تربیتی اتحادیه انجمن های اسلامی چگونه است؟
متاسفانه با دور شدن از سال های اولیه انقلاب روز به روز نهاد امور تربیتی و مسئله اساسی پرورشی رنگ خود را در مدارس باخت و روح تربیت از جسم سخت تعلیم جدا شد و کنکور و مافیای آن با سلطه بر نظام آموزشی جایگاهی برای پرورش و رشد استعدادهای غیر علمی دانش آموزان باقی نگذاشتند و تنها با تکیه بر نمره گرایی و کنکور محوری برای ورود به دانشگاه به عنوان کارخانه تولید مدرک و بدست آوردن آینده شغلی، زندگی دانش آموزان را به بازی گرفتند و مدرسه زندگی را از دانش آموران دریغ کردند.
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش از سال ۹۰ به عنوان مطالبه عامه از مجریان تعلیم و تربیت بر زمین مانده که جهت و مسیر را نشان داده است. در سند تحول بنیادین فراگیران تنها یک بعدی و آموزنده دانش تلقی نشده اند و وجود آن ها ذو ابعاد و هویت آن ها متربی فرض شده است. بدین معنا که متربی دارای ساحت های شش گانه تربیتی چون؛ علمی و فناورانه، اعتقادی و اخلاقی، اقتصادی و حرفه ای، زیستی و بدنی و در نهایت سیاسی و اجتماعی است که این وجوه باید به فراخور ظرفیت ها و پناسیل های وجودی افراد پرورش یابند و کلید نهایی حل مسئله آن است که برنامه اجرایی سند تحول معطوف به این ساحت ها تدوین و محور عمل قرار گیرد و شاخص های طرح شده در بیانات امامین انقلاب و نصوص و سیره اسلامی و انقلابی اساس واقع شوند و در نهایت با تدارک امکانات و تخصیص بودجه لازم عملیاتی گردند.
در این خصوص نیز اتحادیه انجمن اسلامی دانش آموزان به کمک آموزش و پرورش آمد و با تدوین و نگارش منظومه ای فرهنگی و تربیتی سعی نموده است تا در ذیل سند تحول بنیادین، شاخص هایی را برای دانش آموز تراز انقلاب اسلامی از منابع در پیش گفته طراحی نماید و برنامه عملیاتی برای ارتقاء سطح تربیتی دانش آموزان ارائه دهد.
خبرنگار: آقای ضرغامی و دکتر پاک سرشت تاکید داشتید بر دانشگاه فرهنگیان، واقعا چه تفاوتی بین دانشجومعلمان این دانشگاه با دانشگاه های مطرح کشور وجود دارد که اجازه معلم شدن را به آن ها نمیدهید؟
ضرغامی: دانشگاه فرهنگیان دو تمایز و تفاوت مهم با دانشگاه های دیگر دارد. عشق و علاقه به معلمی در دانشجومعلمان و دوم اینکه استادان این دانشگاه معلمان و پیشکسوتان تعلیم و تربیت هستند و تجارت معلمی دارند و آشنا به فضا و ساحت معلم هستند. در دانشگاه های دیگر، استادان صرفا آکادمیک و پتئوریک معلمی را میشناسند و هیچ تجربه، درک و دید عمیقی ندارند که بخواهند به کسانی که میخواهند معلم شوند انتقال بدهند. ضمنا شما یک سر به ادارت و مدارس ما بزنید. اکثر معلمان نمونه از فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان بوده اند. خیلی از معلمان جوان ما اکنون مدیر یا معاون هستند و مدارس نمونه دولتی و شاهد معلمان خروجی دانشگاه فرهنگیان را برای تدریس جذب می کنند چون عملکرد و انگیزه خوب و مناسب دارند. در رشته علوم انسانی رتبه های زیر هزار رقابت دارند برای ورود به دانشگاه فرهنگیان. این نشان می دهد در بعد علمی و پژوهشی نیز دانشگاه فرهنگیان جایگاه خوبی بدست آورده است.
دکتر پاک سرشت: شاکله این دانشگاه با وجود همه کارشکنی ها هنوز تربیت معلم است. یعنی همان نگاه با قداست و با طهارت به معلم جاری است ولی در دانشگاه های دیگر این نگاه وجود ندارد. ضمنا در این دانشگاه از ۱۸ سالگی و به طور شبانه روزی در حال تمرین و تکرار و مهارت آموزی هستند ولی دانشگاه های دیگر در سن ۳۵ سالگی که فرد همه جا گشته و شغلی پیدا نکرده تازه میخواهد بیاید با هزار منت و توقع معلم بشود. نه آن انگیزه را دارد و نه آن میل و علاقه را.
اولین جلسه از این سلسله نشست پس از اتمام پرسش و پاسخ اصحاب رسانه و کارشناسان در ساعت ۱۶:۳۰ به پایان رسید.







