امام صادق عليه السلام
بي گمان براي صاحب الامر غيبتي است،پس دردوران غيبت وي هربنده اي بايد تقوا پيشه سازد وبه دين خودچنگ در زند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 2098
  • 24 اسفند 1398 - 12:05
  • 250 بازدید
  • ارسال توسط :
ضرورت توجه به مشکلات علمی – فرهنگی 

ضرورت توجه به مشکلات علمی – فرهنگی 

ضرورت توجه به مشکلات علمی – فرهنگی دکتر مهدی گلشنی‌ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸ بر علم قدیم، چه در دوران تمدن درخشان اسلامی و چه در قرون وسطی، یک جهان‌بینی خداباور حاکم بود و علمای آن دوران فعالیت علمی خود را یک عبادت می‌دانستند. بنیانگذاران علم جدید، کپرنیک، گالیله، نیوتون، لایب نیتس و … نیز […]

ضرورت توجه به مشکلات علمی – فرهنگی

دکتر مهدی گلشنی‌

شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸

بر علم قدیم، چه در دوران تمدن درخشان اسلامی و چه در قرون وسطی، یک جهان‌بینی خداباور حاکم بود و علمای آن دوران فعالیت علمی خود را یک عبادت می‌دانستند. بنیانگذاران علم جدید، کپرنیک، گالیله، نیوتون، لایب نیتس و … نیز همین تفکر را داشتند. امّا با رشد علم جدید در قرون ۱۸ و ۱۹ و ظهور بعضی مکاتب تجربه‌گرا، که فقط برای دانش مبتنی بر حواس ارزش قائل بودند، هم فلسفه و هم دین در محیط‌های علمی تضعیف شدند و ظهور مکاتب پوزیتیویسم، داروینیسم، فرویدیسم و… هم به این امر کمک کرد؛ طوری که در نیمه اول قرن بیستم فیزیکدانان کمتر به فلسفه توجه داشتند و عالمان متدین هم کمتر دین خود را بروز می‌دادند. البته استثنائات درخشانی هم وجود داشت. مثلاً در قرن ۱۹ ماکسول و فارادی صریحاً دینداری خود را بروز می‌دادند و در قرن بیستم پلانک هم علاقه خود را به فلسفه نشان داد و هم علاقه‌اش به دین را، اما اینها استثنا بودند.‌

در نیمه دوم قرن بیستم، بعضی عالمان ظهور کردند و بعضی مکاتب فلسفه علم، تفکر پوزیتیویستی را مانع پیشرفت علم دانستند و علم تجربی را قادر به پاسخگویی به سؤالات مربوط به دغدغه‌های انسانی و برخی سؤالات مطرح در علم ندانستند. هرچه به قرن بیست و یکم نزدیک‌تر شدیم، این امر تشدید پیدا کرد و بعضی از عالمان طراز اول صریحاً متذکر شدند که علم تجربی چهارچوبی وسیع‌تر نیاز دارد که هم به دغدغه‌های انسانی پاسخ گوید و هم ارزش‌های اخلاقی را توجیه کند.‌

همچنین معلوم شد که صرف تجارب حسی نظریه‌ها را قطعی نمی‌کند و هیچوقت نمی‌توانیم ادعای قطعی بودن یک نظریه را داشته باشیم، زیرا بر هر نظریه علمی تعدادی اصول عام (متافیزیکی) حاکم است و این امکان هست که برای توضیح یک تعداد مشخص آزمون تجربی نظریه‌های مختلفی که در بعضی اصول تفاوت دارند، ارائه شوند؛ چنانکه تجارب در حوزه اتمی را هم نظریه کوانتوم استاندارد که به حاکمیت شانس قائل است، توضیح می‌دهد و هم نظریه کوانتوم بوهمی که به علیّت در سطح اتمی قائل است.‌

نیاز به یک چهارچوب وسیع‌تر حاکم بر علم باعث شده که بعضی از سرآمدان علم، دین را تأمین کننده این چهارچوب بدانند. لذا در غرب بعضی از کشیشان سراغ تخصص در علوم تجربی رفتند و به‌تدریج بعضی مؤسسات علم و دین در غرب تأسیس شدند، از جمله مؤسسه فارادی در دانشگاه کمبریج انگلیس یا انجمن اروپایی علم و الهیات که هر دوسال یک‌بار کنفرانس‌هایی در زمینه تعامل بین متخصصان علوم مختلف و عالمان دینی برگزار می‌کند. اما متأسفانه این نسیم‌های مثبت که حاکی از تعامل بین عالمان دینی و متخصصان علوم تجربی و همچنین توجه بعضی از سرآمدان علم به فلسفه است، به دیار ما نرسیده است.‌

بعضی از دانشگاه‌های مهم غرب از جمله آکسفورد یا کمبریج در انگلیس و ییل و کلمبیا در آمریکا زمینه تعامل جدی بین فلاسفه و عالمان علوم تجربی را فراهم کرده‌اند که نتایج درخشانی هم به بار آورده است. امّا در دیار ما که پوزیتیویسم از زمان قاجاریه بر دانشکده‌های علوم و مهندسی آن حاکم بوده است، به تحولات مثبت ذکر شده توجهی نشده است و به شدت با بحث‌های دینی یا فلسفی در علوم مخالفت می‌کنند و گاهی خصومت می‌ورزند.‌

حاکمیت پوزیتیویسم بر دانشگاه‌های ما و نفوذ غرب که همواره برای تضعیف و تحریف دین تلاش کرده است، باعث شده که فرهنگ مغشوشی بر دانشگاه‌ها و مدارس ما حاکم باشد که نه اسلامی است و نه غربی

(و بیشتر از غرب، جهات منفی تفکر علمی اخذ شده است و می‌شود). این امر باعث چند تحول ناخوشایند در دانشگاه‌ها و مدارس ما شده است:‌

تضعیف فرهنگ اسلامی در مدارس و دانشگاه‌های ما به غفلت محیط و نفوذ عوامل غربی در برخی از مناصب حساس برنامه‌ریزی.‌

سست شدن هویت دینی – ملی در جوانان و بسیاری از کارگزاران حکومتی، طوری‌که نگاه‌ها عمدتاً به غرب است و انتظار علاج مشکلات ما را از غرب دارند.‌

عزیمت نیروهای نخبه به غرب در همه سطوح به دلیل دافعه‌های داخلی، تشویق به خروج از طرق مختلف، عدم جذب نخبگان در دانشگاه‌ها، رفاقت بازی حاکم در جذب در بعضی از دانشگاه‌ها و معیارهای غلط ارزیابی استادان.‌

متأسفانه هیچ اقدام اساسی در زمینه رفع این مشکلات صورت نگرفته است و اگر آنها ادامه پیدا کنند، ما دچار خسارات عمده می‌شویم. الان بعضی مؤسسات خصوصی صریحاً از طریق تبلیغات، مهاجرت به غرب را تشویق می‌کنند.‌

برای علاج این مشکلات که باعث بی دینی بسیاری از جوانان در دانشگاه‌ها و مدارس شده، لازم است یک تعامل جدی بین دانشگاهیان و حوزویان صورت گیرد و مجامعی نظیر مجامع موفق راه افتاده در غرب برای پاسخگویی به سؤالات و شبهات جوانان تشکیل شوند.‌

همچنین با توجه به احیاء فلسفه در بین بعضی از سرآمدان علم در غرب، زمان آن رسیده است که برخی از حوزویان ما همزمان با فلسفه در علوم هم تخصص پیدا کنند تا بتوانند از فلسفه اسلامی برای حل بعضی از مسائل بنیادی علم بهره بگیرند، و ضمناً بتوانند به شبهات روز با زبان روز پاسخ بگویند.‌

لازم است ارگان‌ شورای عالی انقلاب فرهنگی رصدی دقیق از وضعیت علمی- فرهنگی مجامع علمی ما داشته باشد و برای حلّ مشکلات ذکر شده علاج‌های مؤثر تدارک ببیند.‌

ضمناً چون جریان علم در کشور ما عمدتاً برای رفع نیازهای داخلی نبوده است و نیز در مقام نوآوری در علم هم نبوده‌ایم، لازم است معیارهای سنجش پیشرفت علمی، بازبینی شوند، زیرا بعضی از معیارهای فعلی توسط عوامل غرب در محیط ما رایج شده و حالا زمان آن رسیده است که ببینیم خود غربی‌ها چه معیارهایی را برای خودشان به کار می‌برند.‌

* این مقاله برای عرضه در مراسم نکوداشت اینجانب در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در ۵ اسفندماه ۹۸، تهیه شده بود که به دلیل ضیق وقت خلاصه آن درجلسه مذکور مطرح شد و اینک کامل آن عرضه ‌شد.‌

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*