امام صادق عليه السلام
بي گمان براي صاحب الامر غيبتي است،پس دردوران غيبت وي هربنده اي بايد تقوا پيشه سازد وبه دين خودچنگ در زند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 2895
  • 06 مرداد 1399 - 21:40
  • 172 بازدید
  • ارسال توسط :
شورای عالی آموزش و پرورش فرصت یا تهدید

شورای عالی آموزش و پرورش فرصت یا تهدید

به نام خدا حسین احمدی شورای عالی آموزش و پرورش فرصت یا تهدید شورای عالی آموزش و پرورش مرجع سیاستگذاری در حوزه وظایف آموزش عمومی و متوسطه بوده و بر اساس وظایف و اختیاراتی که در لایحه قانونی آمده است، تعیین خط مشی آموزشی کشور بررسی و تصویب هدف ها ی نظام آموزشی، تصویب برنامه […]

به نام خدا

حسین احمدی

شورای عالی آموزش و پرورش فرصت یا تهدید

شورای عالی آموزش و پرورش مرجع سیاستگذاری در حوزه وظایف آموزش عمومی و متوسطه بوده و بر اساس وظایف و اختیاراتی که در لایحه قانونی آمده است، تعیین خط مشی آموزشی کشور بررسی و تصویب هدف ها ی نظام آموزشی، تصویب برنامه های درسی، لوایح قانونی، آیین نامه ها و مقررات اجرائی و انضباطی مدارس را بر عهده داشته و بر اساس ماده ۴ لایحه تصویبی در مجلس هیچ یک از مقررات آموزشی و پرورشی کشور که با وظایف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است، قبل از تصویب در شورا رسمیت نخواهد داشت.
همه طرح های قانونی، مصوبات شوراها و لوایح چنانچه دقیق و کامل اجرا گردند، نوعی ایجادظرفیت و فرصت برای ارتقاء کیفیت نظام آموزشی کشور، ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی و بهبود وضعیت فرهنگی جامعه است. چنانچه مصوبات این نهادها و شوراها به منصه ظهور و بروز نرسند و یا اهتمام خاصی به امر تربیت و فرهنگ اعمال ننمایند و در صحنه عمل منفعل و یا ضعیف باشند،به نوعی تهدید می انجامد و در این زمینه از نقش مدیریت بر این مراجع قانونی در جهت دهی و چرخش به سمت انجام وظایف قانونی و جلوگیری از انحراف در مصوبات و آئین نامه ها نیز نباید غافل گردید. رسیدن به اهداف سازمانی، برنامه ریزی، نقش رشدی و توسعه ای، تسهیل کنندگی، نوآوری، انگیزش، حل مسائل غامض و مستحدث و به ویژه رهبری و مراقبت برای جلوگیری از انحراف در مسیر اهداف هر سازمان تنها بخشی از وظایف مدیران است که صاحب نظران مدیریت بر آن تأکید کردهاند.
شورای عالی آموزش و پرورش که برخی از وظایف و اهداف آن مطرح گردید در صحنه عمل نتوانست به عنوان یک نهاد ومرجع تاثیر گذار نقشی اساسی در تحول نظام آموزشی داشته واکنون در شرایط تحول مدیریتی به بعضی از این ضعف ها اشاره می شود.
الف: عدم جهت گیری انقلابی و صریح در بسیاری از اعوجوبات حاصل شده در نظام آموزشی کشور را باید یکی از مهمترین ضعف های این شورا و مسئولین آن دانست که با نوعی مسامحه و غفلت از بسیاری از مسائل آموزش و پرورش مانند خرید خدمات آموزشی، سیاسی شدن آموزش و پرورش عبور کردند. گویی تعیین خط مشی آموزشی کشور از وظایف این شورا نبوده است. این بی توجهی در موارد دیگر از این هم نامناسب تر بوده است. تصویب قانون اهداف که با اهداف مصوب گذشته تفاوت عظیمی پیدا کرده و روحیه انقلابی آن استحاله شده است را باید به عنوان مصداق روحیه انفعال مطرح کرد.
ب: عدم پی گیری و سهل انگاری در پی گیری و اجرای سند تحول بنیادین را باید از جمله نقاط ضعف این شورا برشمرد. در سند تحول بنیادین فرایند ترمیم سند تحول بنیادین در بازه زمانی پنج ساله (در آذر ماه ۱۳۹۰) پس از تصویب شورای عالی آموزش و پروش باید به تصویب نهایی شورای عالی انقلاب برسد. شورای عالی چه اقدامی در مطالبه ترمیم سند و به روز رسانی آن در این همه تحولات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و رفع موانع اجرا و یا درخواست اصلاحات و تغییرات انجام داده است و اگر درخواستی داشته است وزارت متبوع در این زمینه چه پاسخی بر این سهل انگاری داشته است.
شورای عالی همچنین وظیفه تصویب بازنگری و به روز رسانی برنامه درسی ملی بر اساس نتایج ارزشیابی را نیز بر عهده داشته است که در این زمینه یا مطالبه ای صورت نگرفته و یا وزارت مربوطه در این زمینه کوتاهی و قصور داشته اند.
ج: کم توجهی به ورود چهره های جوان و عامل اجرا به عنوان عضو وابسته و یا لااقل در کمسیون های زیر مجموعه شورا که نقش اصلی را در آماده سازی پیشنهادات و یا مصوبات اصلی آن شورا را به عهده دارند.
د: انفعال و عدم جهت گیری انقلابی و گذران امور و سازش با هر نوع حاکمیت در رأس نظام تعلیم و تربیت از ضعف های اساسی مدیریت در شورای عالی حداقل در دهه اخیر بوده است که امید می رفت با تغییرات و تحول مثبتی روبرو شود که متأسفانه با ورود کسانی که ضمن همین انفعال از تدوین کنندگان و حامیان سند ۲۰۳۰ بوده اند ،این کورسوی امید به خاموشی گرائید. گوئی سیطره تفکرات لیبرال، غرب زدگی و ترویج اندیشه های سکولار و نشر افکار و اندیشه های غیر دینی که مدتها در جای جای این نهاد انسان ساز لانه گزینی کرده و با کادر سازی و شبکه سازی در بسیاری از نقاط حساس هر روز جای پای مستحکمتری ی برای خود فراهم می سازند ، از این آموزش و پرورش کوتاه شدنی نیست.
آیا با وجود چنین افرادی در مراکز حساس و بکارگیری نیروهایی همسو مأموریت سنگین وزارت آموزش و پرورش در رسیدن به حیات طیبه و تربیت انسانی موحد، شجاع، انقلابی، دارای شایستگیهای فردی و اجتماعی، کارآمد و ایثارگر محقق خواهد شد؟                                                                                                                                                                                                                                              آیا با این گونه افکار تحولی در نظام آموزش و پرورش، توسعه ای در فرهنگ و معارف اسلامی، رویکردی متناسب با مبانی توحیدی و اصول و ارزش های اسلام ناب محمدی(ص) اتخاذ خواهد شد؟

آیا با اعتقاد به اینکه سند ۲۰۳۰ سندی علمی و عملیاتی است و برداشت های بدی از این سند شده است و از تدوین کنندگان نقشه عمل برای آن باشیم می توانیم همزمان ناظر ومشوق بر اجرای سند تحولی با شیم که با تکیه بر معارف حقه الهی و با تکیه بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی تدوین شده است .

روح سند و دلیل شکل گیری آن پرهیز از ورود و اجرای الگوهایی وارداتی، تقلیدی بوده است. مشخص نیست چه زمانی گلوگاه های حساس تعلیم و تربیت در اختیار نیروهای وفادار به انقلاب اسلامی، متدین، مسئولیت پذیر ، وطن دوست، ظلم ستیز و مخالف با تفکرات استعماری قرار خواهد گرفت . والسلام

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*