امام صادق عليه السلام
بي گمان براي صاحب الامر غيبتي است،پس دردوران غيبت وي هربنده اي بايد تقوا پيشه سازد وبه دين خودچنگ در زند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار
  • شناسه : 2768
  • 24 اردیبهشت 1399 - 10:03
  • 460 بازدید
  • ارسال توسط :
جامعه‌شناسی تربیت دینی

جامعه‌شناسی تربیت دینی

جامعه‌شناسی تربیت دینی نقش تربیتی نهادهای اجتماعی در تحقق جامعه دینی عبدالرضا ضرابی کتاب جامعه‌شناسی تربیت دینی (نقش تربیتی نهادهای اجتماعی در تحقق جامعه دینی) اثر محقق ارجمند جناب آقای عبدالرضا ضرابی توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در قالب ۴۹۶ صفحه رقعی در تابستان ۱۳۹۸ منتشر شد که در ادامه معرفی کتاب […]

جامعه‌شناسی تربیت دینی

نقش تربیتی نهادهای اجتماعی در تحقق جامعه دینی

عبدالرضا ضرابی

کتاب جامعه‌شناسی تربیت دینی (نقش تربیتی نهادهای اجتماعی در تحقق جامعه دینی) اثر محقق ارجمند جناب آقای عبدالرضا ضرابی توسط انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در قالب ۴۹۶ صفحه رقعی در تابستان ۱۳۹۸ منتشر شد که در ادامه معرفی کتاب در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد:

دانشمندان و جامعه‌شناسان تعاریف مختلفی دربارۀ جامعه‌شناسی به دست داده‌اند که نتایج همۀ آنها نشان می‌دهد موضوع محوری جامعه‌شناسی «تعامل اجتماعی» است. تعامل اجتماعی شامل تعامل با فرهنگ‌ها و مؤسسات و نهادهای دیگرِ اجتماعی است. بنابراین می‌توان جامعه‌شناسی را مطالعۀ رفتار و روابط انسانی در محیط‌های اجتماعی تعریف کرد.

«جامعه‌شناسی تربیتی» شاخه‌ای از جامعه‌شناسی و ترکیبی از «جامعه‌شناسی و تعلیم و تربیت» است. جامعه‌شناسی تربیتی تأکید می‌کند بر اینکه هدف‌های جامعه‌شناسی باید از طریق فرایندهای تربیتی کسب شود.  جامعه‌شناسی تربیتی دانشی است که به بررسی فعالیت‌های اجتماعی، گروه‌های انسانی، مؤسسات اجتماعی و نهادهای دیگری می‌پردازد که به نیازهای تربیتی پاسخ می‌دهند.

جامعه‌شناسی تربیت دینی رابطه و کارکرد متقابل جامعه (نهادهای جامعه) و تربیت دینی را بررسی می‌کند. به عبارت دیگر، این دانش از طرفی هدف‌های جامعه‌شناسی را در فرایند تربیت دینی جست‌وجو می‌کند و از دیگر سوی تأثیر تربیت دینی را در جامعه مشخص می‌سازد. مسلّم است که جامعه‌شناسی تربیت دینی به تربیت دینی انسان از منظر اجتماعی می‌پردازد؛ خواه جامعه خود نیز بر پایۀ مبانی دینی شکل گرفته باشد، خواه چنین نباشد.

آنچه تحت عنوان «جامعه‌شناسی تربیت دینی» در این کتاب مطرح است، پاسخی است به این پرسش اساسی:

«نقش و جایگاه نهادهای اساسی جامعه در ترویج تربیت دینی و در نتیجه تحقق جامعۀ دینی چیست و چگونه می‌توان به جامعۀ ایدئال دینی‌ای دست یافت که بر مبانی و معارف دینی و توحیدی بنیان گرفته باشد و احکام و آموزه‌های الهی در آن اجرا شود؟»

شیوۀ ما در پاسخ به پرسش بالا این بوده است که پس از تبیین مفاهیم اساسی مورد بحث مانند جامعه، نهاد، تربیت، دین و تربیت دینی، ابتدا تصویری از جامعۀ دینی ترسیم کنیم؛ سپس مقصودمان را از تربیت دینی به‌تفصیل شرح دهیم و اهداف و اصول آن را با رویکردی اسلامی تبیین کنیم؛ آن‌گاه جایگاه و نقش نهادهای اساسی جامعه یعنی خانواده، آموزش، اقتصاد و سیاست (حکومت) را در ترویج تربیت دینی که به تحقق جامعۀ دینی خواهد انجامید، بررسی کنیم.

در جمع‌بندی نهایی می‌توان گفت رسالت اساسی پیامبران و اولیای الهی تربیت انسان کامل است. تلاش ایشان برای تشکیل جامعۀ دینی نیز به‌منظور تحقق این هدف مهم بوده است. ساختار جامعۀ دینی، افزون بر ولایی بودن حکومت در آن، همانند هر جامعه‌ای، متشکل از نهادهایی است که می‌باید افزون بر وظایف و مسئولیت‌هایی که برای آنها تعریف شده است، برای تحقق اهداف جامعۀ دینی و هدف اصلی آن، در تعامل و هماهنگی با یکدیگر، همکاری کنند؛ زیرا هریک از این نهادها (به‌ویژه نهادهای اصلی جامعه) برای دستیابی به رشد و کمال مادی و معنوی جامعۀ خود، مکمل یکدیگرند. هیچ نهادی به‌تنهایی و فارغ از تعامل با نهادهای دیگر قادر به رساندن جامعه به هدف والای خود نیست.

مسئولیت اساسی خانواده تولید و تربیت نسل است، و این تربیت، با توجه به گسترش جامعه و نیازمندی‌های فراوان آن، بدون همکاری و تعامل با نهاد آموزش و پرورش امکان‌پذیر نیست؛ زیرا بخش بسیار بزرگی از وظایف تربیت نسل‌ها را آموزش و پرورش بر عهده دارد. ازطرفی، هم نهاد خانواده و هم نهاد آموزش و پرورش، برای دوام و استمرار و ثبات خود نیازمند برآورده شدن نیازهای مادی‌اند. در اینجا نهاد حکومت با تنظیم سیاست‌ها و خط‌مشی‌های صحیح اقتصادی، ملتزم به برآوردن این نیازهاست تا متقابلاً برای پیشبرد اهداف خاص خود و رشد و توسعۀ همگانی، از وجود نیروهای خلاق و تربیت‌شدۀ متعهد و متخصص ـ که حاصل تعامل خانواده و آموزش و پرورش است ـ در زمینه‌های مختلف بهره برد. تأثیر سیاست‌ها و عملکرد نهادهای اقتصادی در حکومت و نیز عملکرد حکومت در زمینه‌های اقتصاد خرد و کلان و بین‌الملل، لزوم همکاری و تعامل این دو نهاد را بیش از پیش روشن می‌کند.

بدین ترتیب روشن می‌شود که اولاً جامعه بدون وجود نهادها شکل نمی‌گیرد؛ ثانیاً نهادها به‌تنهایی قادر به ادامۀ حیات نیستند و لازم است در تعامل با یکدیگر به حفظ و استمرار هم کمک کنند؛ ثالثاً جامعه زمانی سمت و سوی دینی می‌گیرد و در مسیر هدف غایی تربیت یعنی رضوان و قرب الهی حرکت می‌کند که نهاد‌های آن در تعاملی سازنده و سیستماتیک، به وظایف دینی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود به‌نحواحسن عمل کنند. بنابراین اگر هریک از نهادها به هر دلیلی از وظایف اساسی خود سر باز زند یا تصمیم بگیرد بدون تعامل با دیگر نهادها به راه خود ادامه دهد، به خود و سایر نهادها آسیب خواهد رساند و در مسیر تحقق جامعۀ دینی انحراف یا سستی ایجاد خواهد کرد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*