آفت مدرکگرایی در کشور/ ریشه تقلب برخی دانشجویان در پایاننامه نویسی مدرک گرایی در فرهنگ ما آفت شده است. همه، افراد را فقط با مدرکی که دارند میسنجند و باید برای این موضوع فکری کرد. خبرگزاری فارس ـ تعلیم و تربیت: پایان دورههای تحصیلات عالیه، با ارائه یک پایاننامه به اتمام میرسد؛ این پایاننامه یک کار […]
مدرک گرایی در فرهنگ ما آفت شده است. همه، افراد را فقط با مدرکی که دارند میسنجند و باید برای این موضوع فکری کرد.
خبرگزاری فارس ـ تعلیم و تربیت: پایان دورههای تحصیلات عالیه، با ارائه یک پایاننامه به اتمام میرسد؛ این پایاننامه یک کار پژوهشی مرتبط با رشته تحصیلی است که دانشجو با راهنمایی و هدایت اساتید انجام میدهد تا ثابت کند که آموزشش را به خوبی فراگرفته است.
اما ماجرای خرید و فروش پایاننامههای ارشد و دکتری، نه تنها تمام اهداف پایاننامه نویسی را زیر سؤال برده بلکه موضوع پژوهشگری و تحقیق را به چالش کشیده است.
برخی مخاطبان خبرگزاری فارس نیز در سامانه فارس من با ثبت سوژه هایی با عناوین «برخورد قضایی با فروشندگان مدارک جعلی دانشگاهی»، «درخواست موافقت با تغییر شیوه از پژوهشمحور به آموزشمحور»، «دانشجویان دکتری، کارگران بی مزد و مواجب پژوهشی» و «چرا با فروشندگان تحقیق دانشگاهی در همدان برخورد نمی شود؟» خواستار پیگیری هستند.
برای بررسی وضعیت کنونی فعالیت های پژوهشی و پایان نامه های دانشجویی میزگردی را با حضور ابراهیم صالحی عمران رئیس دانشگاه فنی و حرفه ای، وحید ضرغامی قائممقام معاونت تحقیقات، فناوری و نوآوری دانشگاه آزاد اسلامی، حسین بختیاری مدیرکل برنامهریزی و توسعه آموزشی دانشگاه امام صادق (ع) ، روزبه جوادکلباسی مدیرکل پژوهشی دانشگاه خوارزمی و عبدالحمید نقره کار عضو هیأت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار کردیم.
فارس: به نظر شما ریشه تقلب و تخلف در پایاننامههای دانشجویان به کجا برمیگردد و چرا ما شاهد چنین اتفاقی هستیم؟
صالح عمران: قاعدتاً اگر بخواهیم درباره تخلف و تقلب پایاننامههای دانشجویی بحث کنیم باید به شکلگیری دانشگاه و مراکز آموزش عالی در کشور یک نیم نگاهی کنیم یعنی این مرور تاریخی می تواند خیلی مسائل و موانع در مسیر فعالیتهای علمی را روشن کند.
در غرب عمدتاً آموزش عالی بعد از جنگ جهانی دوم با هدف بازسازی اجتماعی ایجاد شد یعنی فکر کردند که اگر به تربیت نیروی انسانی متخصص بپردازند، می تواند به بازسازی دوران پس از جنگ کمک کند و غرب با هدف بازسازی اجتماعی و در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی به خصوص اقتصادی و زیرساختها اقدام کرد که در تربیت نیروی انسانی به شدت هم مؤثر بود و توانستند به فرآیند بازسازی کمک کنند.
اما در ایران، شکلگیری آموزش عالی، در سال ۱۳۱۳ بود که در آن زمان دانشگاه کادر دولتی تربیت میکرد و کسانی که از دانشگاه فارغالتحصیل می شدند، به استخدام دولت در میآمدند و کسانی که به استخدام دولت در می آمدند از امتیازات خیلی خوبی برخوردار می شدند.
به عبارت دیگر قدرت اجتماعی، اقتصادی و افزایش منزلت اجتماعی ایجاد میشد و بعدها هم که دانشگاهها دایر شدند، همه انتظارات این بود که فارغالتحصیلان دانشگاهها در نهادهای دولتی استخدام و جذب شوند. خوب این موضوع با ذات سیستمهای آموزشی و حتی بین المللی هم نمیخواند.
در هر حال اینگونه شد که مدرکگرایی ایجاد شد؛ متاسفانه ارزشگذاریها و امتیازات کاذبی بر روی مدارک ایجاد کردند یعنی اگر افراد دارای کارشناسی ارشد باشند سعی دارند مدرک بالاتر بگیرند زیرا موضوعاتی مانند استخدام، منزلتهای اجتماعی و اقتصادی باعث شد که در آموزش عالی یک مقداری به انحراف برویم.
چون مدرک و امتیازات آن مهم است، طبیعی است که شاید مهارت، یادگیری و شایستگی اهمیت پیدا نکند و این یادگیری و مهارتی که در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، حالتی نیست که در کشور ما وجود دارد و در این گردنه، رشد کمی رخ می دهد و نتیجه این میشود که وقتی دوره های کارشناسی ارشد و دکتری بدون هماهنگی و بدون نیاز ایجاد میکنیم، آدمهای کم توانی وارد می شوند و ورودیها دانشجویانی شایسته نخواهند بود و نظام آموزش عالی شایسته نخواهیم داشت؛ همچنین کیفیتگرا نخواهیم داشت.
** متاسفانه بر روی خلاقیت و پژوهش گری تمرکز نشده است
کلباسی: بایدبه این موضوع اشاره کنم که اصلا اهمیت تحقیق در کشور ما چیست؟ آیا اهمیت تحقیق برای دانشجویان مشخص است؟ یعنی دانشجویی که دانشگاه می آید تا مدرک فوق لیسانس و دکتری بگیرد واقعا برای عشق به تحقیق دارد می آید یا صرفا می خواهد مدرک یگیرد؟
من احساس می کنم که روحیه تحقیق گرایی و محقق بودن در بسیاری از دانشجویان ما وجود ندارد چراکه دانشجویان در گذشته در دوران آموزش و پرورش برای فعالیت های تحقیقاتی آموزش و تربیت نشدهاند و صرفا با گذراندن آموزش های تئوری وارد دانشگاه شدند.
متاسفانه بر روی خلاقیت و پژوهش گری تمرکز نشده است و دانشآموزان میزان زیادی از درس های حفظی و درس های ریاضی سنگین را می خوانند تا فقط یک آزمونی را بتوانند بگذرانند اما آیا روی خلاقیت آنها روی پژوهش آنان کار می شود؟ آیا ما از آنها افرادی پرسشگر می سازیم؟ وقتی ما دانشآموزان را در حوزه پژوهشگری رشد نمی دهیم چطور انتظار داریم زمانی که وارد دانشگاه می شوند بتواند فعالیت تحقیقات علمی انجام دهند.
** برخی اساتید مترجم و مُقَلد غرب هستند
نقره کار: جوانان ایرانی نشان دادند هر جا درست با آنها برخورد شده استعدادهای برجسته و شاخصی داشتهاند؛ به نظرم آن چیزی که اساتید در دانشگاه تدریس می کنند موضوع مهمی است؛ برخی اساتید مترجم و مُقَلد غرب هستند و به خصوص در روش تحقیق روش آنها جزئی نگر و کمی است البته شاید در مسائل علوم تجربی این روش جواب دهد که مطلوب هم بوده، اما در مسائل علوم اسلامی و انسانی و همچنین مسائل میان دانشی مثل رشته های هنری قطعاً کمیت نمی تواند حقیقت عالم و آدم را تبیین کند.
** آموزش مقدمه پژوهش است
بختیاری: بحث خودم را با پژوهش مسأله محور آغاز می کنم و راجع به این مسأله مقداری توضیح خواهم داد؛ هر دانشجو، نویسنده و هر پژوهشگری و مؤلفی در واقع دو دوره پژوهشی و آموزشی را باید طی کند تا به آن خروجی مطلوب پژوهشی خود برسد؛ دوره آموزش یا همان تعلیم و آموزش فرایند پاسخ دهی به سوالات است دوره پژوهش فرایند پاسخگویی به مساله است یعنی یک تقسیم اساسی بین سوال و مساله وجود دارد اگر ما بخواهیم پژوهش خوبی صورت بگیرد قطعاً قبلش باید آموزش خوبی صورت بگیرد.
اساساً آموزش مقدمه پژوهش است یعنی مادامی که یک آموزش خوب صورت نگرفته و دانشجو توانمند نشده باشد قطعاً دوره پژوهشیاش اثربخش نخواهد بود. دوره آموزشی که مقاطع پایین تر را شکل می دهد مبنای ورود به عرصه پژوهش است مثلا یک فردی چهارسال رشته اقتصاد را می خواند و کارشناس اقتصاد می شود در این دوره آموزشی خودش با نظریات و تئوریات مختلف آشنا شده و ذهنش مملو از تئوریات و نظریات حوزه تخصصی خاص مثل اقتصاد شده و بعد این در جامعه با مسائلی روبرو می شود.
مثلا می بیند که نرخ تورم و ارز به گونه ای است که جی دی پی باید به گونه دیگری باشد و متوجه می شود که یک واقعیت بیرونی هم وجود دارد که با آن تئوریات و مسألههایی که در مغز وجود دارد تعارض دارد اینجا مسأله شکل میگیرد. یعنی اساسا شکل گیری مسأله وقتی است که یک تعارضی بین دانش ذهنی فرد و آن واقعیت های بیرونی اتفاق می افتد.
بنابراین اگر فردی دوره آموزشی اش را به خوبی پشت سر نگذاشته باشد و ذهنش مملو از تئوریات و دانش اساسی یک حوزه خاص نبوده باشد اساساً برایش مسألهای شکل نمیگیرد که بخواهد پژوهش مسأله محور داشته باشد پس مسأله این است که تعارض بین ذهنیت علمی فرد و آن واقعیت بیرونی وقتی شکل می گیرد که یک دوره آموزشی خوب پشت سر گذاشته باشد پس یکی از دلایل عدم توانایی دانشجو در نوشتن رساله با کیفیت به حوزه آموزشی مربوط می شود.
**مسأله پژوهش محوری در نظام کشورما گمشده است
ضرغامی: وقتی مقایسه کوچکی با کشورهایی که پژوهش می کنند، انجام می دهیم متوجه خواهیم شد در کشورهای دیگر در تعریف پژوهش و پروژه بسیار کار می کنند تا به یک موضوع پژوهشی برسند شاید ساعت ها جلسه می گذارند و با افرادی که نیازمند آن پژوهش هستند به تبادل نظر می پردازند اما مسأله پژوهش محوری در نظام کشورما گمشده است.
به طور مثال اساساً من همیشه این را می گویم که در کشورهای خارجی اول مسأله پژوهش تعریف می شود و بعد استاد متناسب با آن موضوع پژوهش انتخاب میشود و بعد بر اساس آن تیم همکاران دانشجوهای تحصیلات تکمیلی تعریف می شوند. در کشور ما این موضوع متفاوت است اول دانشجو انتخاب می شود بعد فکر می کنیم که برایش چه تعریفی کنیم.
در واقع باید بگویم نمونه های زیادی وجود دارد که اساتید برای راهنمایی دانشجویان به آنها می گویند در اینترنت سرچ کنید و ابعاد مختلف سوژه پایان نامه را استخراج کرده و سپس همان را پروژه کنید وقتی ما این کار را با موضوع پژوهش انجام می دهیم پژوهش جنبه زینتی پیدا می کند.
الان چقدر از دستگاه های اجرایی دولتی، صنعتی ما طعم پژوهش را چشیدند؟ یا یک مسألهای داشتند که با پژوهش آن را رفع کردند؟ از طرفی باید بگویم جامعه دانشگاهی متولی پژوهش است اما متاسفانه هنوز پژوهش کاربردی برایش خیلی معنا دار نیست به طور مثال خیلی از افرادی که صنعتی هستند می گویند اگر برای دانشگاه پروژه هم تعریف شود خروجی قابل لمسی که نیاز صنعت را برطرف کند، حاصل نمی شود.
نظام تعریف کردن پروژه ها در مسائل پژوهشی تعریف جدی دارد و اگر ما این مسأله را حل نکنیم و نظام آموزشی کشور ما با این شکلی که جلوتر می رود بی آبروتر خواهد شد.
* مدرک گرایی در فرهنگ ما آفت شده است
کلباسی: مدرک گرایی در فرهنگ ما آفت شده است. همه، افراد را فقط بامدرکی که دارند میسنجند و میزان سنجش، مدرک است و توانایی نیست یعنی اگر کسی مدرک دکتری داشته باشد در یک جمع دارای ارزش بالاتر از فردی است که مدرک لیسانس دارد. در حالی که ممکن است خروجی هایی که یک فرد لیسانس دارد از لحاظ فکری، ایده و کارهایی که انجام داده خیلی بالاتر از فردی باشد که مدرک دکتری دارد.
نکته دیگر بُعد اقتصادی است؛ یعنی دانشجو بودن فقط به عنوان وظیفهای برای به سرانجام رساندن یک پایان نامه و وظیفه گرفتن یک مدرک است تا افزایش حقوق و منزلت داشته باشد. پس به تقلب روی میآورد و خودش به کارهای اقتصادی می پردازد و انجام پایان نامه اش را به خیابان انقلاب میسپارد.
با فشار گذاشتن انواع و اقسام سامانهها و اینکه فشار بخواهیم ایجاد کنیم، این بخش سرکوب می شود ولی از بین نمی رود و باقی میماند بنابراین باید ریشهای به این موضوع نگاه کنیم و مسیرهای دیگری برای این دانشجویان ایجاد کنیم تا بتوانیم جلوی تخلف و تقلب را بگیریم.
البته مدرک گرایی را قبول دارم ولی ارتقای جایگاه شغلی را چندان قبول ندارم چون در بعضی جاها از کارمندشان، مدرک جدید را نمیپذیرند بنابراین اینکه بگوییم افراد صرفاً برای ارتقای شغلی میخواهند دنبال مدرک باشند، درست نیست.
بختیاری: باید حوزه آموزشی را تقویت کنیم راهبردهای که می شود در این زمینه داشت را به کار بگیریم مثلا در برنامه های درسی، مطالعاتی در زمینه پژوهش گنجانده شود یعنی دوره آموزشی ما دوره آموزشی توأم با پژوهش باشد.
یک قسمت از عدم توانایی بعضی از دانشجویان در نوشتن پایان نامه رساله می تواند به این بر گردد که خیلی قبل از آن دست به قلم نشده اند و قبلش تمرین پژوهش نداشته اند و تمارینی که در آن مقطع آموزشی باید انجام می دادند برایش اتفاق نیفتاده است، بنابراین شرط لازم ورود به عرصه پژوهش وجود یک آموزش مناسب است.
این شرط لازم برای یک پژوهش با کیفیت است اما یک شرط کافی برای پژوهش بحث عنصر خلاقیت است؛ در عرصه آموزش شاید خلاقیت موضوعیت نداشته باشد اما در عرصه خلاقیت خیلی موضوعیت دارد.
ضرغامی: یک نکته که در پژوهش ها و بنظرم در علوم انسانی خیلی جدی تر است تقدم روش بر نتایج پژوهش است. یک سری مقاله ها و پژوهش ها را می خوانیم که در آخر هیچ چیزی به آدم نمی دهد و صرفاً یک نفر آمده یک متد پژوهشی را اجرا کرده و نهایتاً بدیهیاتی را به ما می دهد که هیچ ارزشی ندارد.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
تمامی حقوق این سایت محفوظ است.